link
daily
categ
design
سال هاست که در معادله مجهول گم شده ام
نمی دانم چه سری است میان تو و بهار
که در هر سپیده دم
در صبح دمان نیمه سرد بهاری
عطر بهار نارنج مرا مست می کند
شیدا می کند، مجنون می کند
بی تاب و سرگشته ام می کند
و جانم را از اندوه نبودت پاره پاره می کند
گویی شمیم بهار نارنج، عطر آغوش مردانه توست
که مرا در آغوش می کشد
بی آنکه دستانت، حصارِ باغِ وجودم باشد
من...
تنها...
در هر صبح دمانِ بهار
بغض می کنم
عطر آغوشت را نفس می کشم
و خیالت را سخت می فشرم
میان زمین و آسمان
به عطر بویت
تمام کوچه های شهر را
به بوی تو درد می کشم

ما را در سایت حرفهايي براي نگفتن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 71